نمایشگر یک مطلب

تاریخچه و تعاریف آموزش وپرورش استثنایی استان یزد

تاریخچه و تعاریف آموزش وپرورش استثنایی استان یزد

گام‌های اولیه در آموزش و پرورش دانش‌آموزان استثنایی در استان یزد به حدود سال 1349 برمی‌گردد. اما آموزش رسمی این دسته از کودکان از اوایل سال1351 شروع می‌شود.

 در سال1352 با تلاش‌هایی که به عمل آمد اولین آموزشگاه مستقل ویژه دانش‌آموزان استثنایی با همت خیر محترم مرحوم حاج احمد ضرابی و وساطت همکاران وقت خصوصا آقای محمدرضا راضی ، خانم عزیزه مولائیانو خانم‌ ثریا مدیر(همسر آقای راضی) راه‌اندازی شد.

همچنین در نیمه دوم سال1352با ورود آقای طیبات (اولین فارغ‌التحصیل مرد در رشته آموزش به کودکان ناشنوا) کلاس مستقلی جهت تدریس به دانش‌آموزان ناشنوا در نظرگرفته شد. البته تعدادی دانش‌آموز کم‌توان ذهنی نیز در این کلاس وجود داشت.

این روند تا سال1355 ادامه می‌یابد تا اینکه در سال 1356 اولین مرکزشبانه‌روزی ویژه دانش‌آموزان نابینا و ناشنوا در آموزشگاه امید (خانه معلم فعلی) با مدیریت آقای اژدری با 18نفرکادر و 27 دانش‌آموز در پایه‌های مختلف در دوره ابتدایی و راهنمایی در دو شیفت صبح و عصر(پسرانه و دخترانه) راه‌اندازی شد.

در طی این سال‌ها پیگیری امور آموزشی و اداری معلمین و دانش‌آموزان استثنایی را "دفتر آموزش کودکان و دانش‌آموزان استثنایی" در اداره کل آموزش و پرورش استان یزد عهده‌دار بود. سال1367 رسیدگی امور مربوط به مرحوم آقای سیدضیاءالدین مظلومی به عنوان کارشناس کودکان استثنایی در اداره کل آموزش وپرورش استان واگذار گردید و پس از آن به آقای امیریان.

در سال1369مجلس شورای اسلامی مصوبه تشکیل سازمان آموزش و پرورش استثنایی را صادر نمود که به دنبال آن در سال 1371 اداره آموزش و پرورش استثنایی استان یزد در محل فعلی با مدیریت آقای اصغرامیریان و معاونت آقای راضی تشکیل شد و به صورت رسمی کار رسیدگی به امور آموزشی و داری دانش‌آموزان و کارکنان تحت پوشش آغاز گردید.

****

سال1376 با توجه به تغییر و تحولاتی که ایجاد گردید ریاست اداره به سرکارخانم  منیره حسین‌ پور با معاونت آقای امیدواری و پس از آن آقای سید محمد خادمی واگذار گردید . در این سال‌ ها تعداد آموزشگاه‌ های استثنایی به 29  مرکز مستقل و14 کلاس ضمیمه در آموزشگاه‌های عادی استان با حدود1530 دانش‌آموز و440 نفر پرسنل گسترش یافت.

با تجمیع ادارات آموزش و پرورش عادی، استثنایی و نهضت در سال1381 آموزش و پرورش استثنایی یزد به مدیریت تبدیل شد و مسئولیت آن را نیز آقای محمدمهدی فلاحتی عهده‌دار شدند. در این سال تعداد1500نفر دانش‌آموز در گروهای مختلف آموزشی در29 مرکز مستقل و12 کلاس ضمیمه مشغول بوده و450نفر از کارکنان خدوم نیز، امر آموزش و توانبخشی این عزیزان را بر عهده داشتند.

در سال 1389 ضمن اجرای قانون خدمات کشوری و تغییر سازمان آموزش و پرورش استان‌ها، مدیریت‌های آموزش و پرورش نیز از جمله آموزش و پرورش استثنایی مجدداً به اداره تبدیل شد.

در اوایل سال تحصیلی 89-88 (اواخر مهرماه) با پذیرفته‌شدن ریاست وقت آقای فلاحتی در آزمون اعزام به خارج، سرپرستی امور به آقای مصطفی پایدار واگذار شد و پس از گذشت مدتی با پیشنهاد جناب آقابی باغستانی مدیرکل آموزش و پرورش استان و تأیید رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور با دریافت ابلاغ از قائم مقام وزیر در جلسه تودیع و معارفه مدیر کل آموزش و پرورش استان، عهده‌دار مسئولیت آموزش و پرورش استثنایی استان شدند.

هم اکنون بیش از 2000 نفر دانش آموز استثنایی در 31 آموزشگاه مستقل و 5 آموزشگاه ضمیمه تحت پوشش آموزش و پرورش استثنایی استان یزد هستند که قریب به 500 نفر نیرو اعم از آموزشی , اداری و .. وظیفه ارائه خدمت رسانی به دانش آموزان تحت پوشش را برعهده دارد.

 

 

 

اهداف آموزش و پرورش استثنایی استان:‌

1- شناسایی و تشخیص به موقع کودکان و دانش آموزان با نیازهای ویژه اعم از ذهنی، حسی و یا جسمی-حرکتی و تحت پوشش قراردادن ایشان بر حسب نوع معلولیت در نظام آموزشی ویژه، تلفیقی و فراگیر در راستای توسعه و تعمیق عدالت اجتماعی و ایجاد فرصت های برابر آموزشی و پرورشی برخوردار از کیفیت برای تمام مردم ایران. ( بند 10 سياس تهاي كلي مجمع تشخيص مصلحت نظام )

2- آموزش و پرورش گروه های مختلف کودکان و دانش آموزان استثنایی با توجه به نیازهای خاص هر گروه در سطوح مختلف پیش دبستانی، ابتدایی، راهنمایی و متوسطه، با تأکید خاص بر آموزش حرفه ای و تلاش برای تحت پوشش قراردادن تمامی کودکان و دانش آموزان دارای نیازهای ویژه. ( بند 3 ماده 2 اساسنامه سازمان )

3- تغییر و اصلاح مداوم آموزش و پرورش استثنایی با توجه به روش های نوین آموزش و پرورش موجود و نیازهایی که این دسته از کودکان و دانش آموزان در ارتباط با شرایط خاص جامعه دارند. ( بند 2 ماده 2 اساسنامه سازمان )

4- طراحی سیستم آموزشی، پرورشی و توانبخشی موردنیاز گروه های تحت پوشش به نحوی که ناتوانی های ذهنی و جسمی کودکان و دانش آموزان استثنایی تا حد امکان جبران گردد و بتوانند پس از گذراندن مراحل تحصیل، موقعیت های اجتماعی و اقتصادی مناسبی را با توجه به شرایط خود در جامعه بدست آورند ( بند 1 ماده 2  اساسنامه سازمان)

5- کمک به پیشگیری از بروز ناتوانی های جسمی و ذهنی قبل از تولد، هنگام تولد و بعد از تولد از طریق بالابردن سطح آگاهی عمومی جامعه در زمینه بروز معلولیت ها و خصوصیات کودکان استثنایی، البته با همکاری و همراهی سایر دستگاه های مرتبط در زمینه بهداشت و پیشگیری استان. (بند 8  سند تحول راهبردي)

6- ارائه خدمات توانبخشی، مشاوره ای و حمایتی به دانش آموزان و خانواده های دارای کودکان معلول. ( بند 8 سند تحول راهبردي )

وظایف اداره آموزش و پرورش استثنایی استان:

1-     اجرای طرح های شناسایی و گزینش کودکان و دانش آموزان استثنایی در سطح استان(اعم از:

-  اجرای هرساله طرح سنجش سلامت جسمانی و آمادگی تحصیلی نوآموزان بدو ورود به دبستان

-، اختصاص شناسنامه سلامت  برای همه دانش آموزان

 - دستیابی به آزمون های استاندارد غربال  گری و تشخیصی و ارزیابی های دوره ای،

-  برگزاری کیمیسیون موارد خاص، شناسایی زود هنگام کودکان نیازمند به خدمات ویژه ،

-  جایدهی تحصیلی ، آموزش مستمر و حفظ نیرو های حوزه آزمون های تخصصی و...

2-    تهیه و تنظیم برنامه های مربوط به آموزش و پرورش ویژه برای گروه های مختلف کودکان و دانش آموزان استثنایی شامل برنامه های مصوب و متمرکز کشوری و استانی.

- تطبيق سيستم هاي دانش آموز با نظام آموزشي) سنجش و ارزشيابي (

- طراحي ، برنامه ريزي و نظارت بر مسابقات ورزشي دانش آموزان در گروه هاي مختلف استثنايي

- طراحي، برنامه ريزي و نظارت بر المپياد ورزشي دانش آموزان استثنايي

- برنامه ريزي محتوا و توسعه درس تربيت بدني

- كلاس بندي ورزشي دانش آموزان استثنايي در گروه هاي مختلف

- اجراي برنامه هاي هنري به منظور ايجاد نشاط و شادابي در بين دانش آموزان

- اجراي برنامه هاي فرهنگي توسعه و ترويج فرهنگ نماز در بين دا نش آموزان

- ايجاد امكانات مناسب به منظور بهره مندي دانش آموزان مشمول طرح تلفيقي و فراگير از درس تربيت بدني با ايجاد كلاس هاي آموزشي ورزشي.

- حضور دانش آموزان مشمول طرح تلفيقي و فراگير در مسابقات ورزشي كشوري

3-     تهیه و تنظیم طرح های توسعه کمی  و کیفی آموزش وپرورش کودکان و دانش آموزان استثنایی

- توسعه و گسترش كمي و كيفي مراكز آموزشي در دوره هاي تحصيلي و گروه هاي مختلف استثنايي

- تهیه طرح های تأمین، تکمیل، توسعه و تجهیز مراکز آموزش وپرورش استثنایی استان از طریق مطالعه، بررسی و استفاده از تجارب موجود.

- افزايش دانش آموزان تحت پوشش استثنايي در دوره هاي تحصيلي و گروه هاي مختلف استثنايي

- اجراي مسابقات متنوع فرهنگي

- اجرايي برنامه هاي درسي به منظور ارتقاء هويت ملي و ديني دانش آموزان

- توسعه وگسترش آموزش فراگير و تلفيقي با تغيير نگرش جهت پاسخگويي به نيازهاي خاص دانش آموزان

- اتخاذ روش ها و بكارگيري شيوه هاي مناسب در حضوص حضور دانش آموزان داراي معلوليت دركليه زمينه ها و فرصت هاي پرورشي در مدارس عادي

4- تهیه کتب درسی ، برنامه های آموزشی و درسی ویژه، متناسب با توانایی های ذهنی و جسمی گروه های مختلف کودکان و دانش آموزان استثنایی.

- تهيه و توليد كتاب هاي درسي و راهنماي معلم، مناسب سازي محتوا... براي دانش آموزان دوره هاي تحصيلي و گروه هاي مختلف استثنايي

- تهيه و توليد رسانه ها و تجهيزات كمك آموزشي، نرم افزارها... براي دانش آموزان دوره هاي تحصيلي و گروه هاي مختلف استثنايي

 - استفاده از فن آوري هاي نوين در طرح ها و برنامه هاي اطلاع رساني و آموزشي والدين

 - استفاده از رسانه هاي نوين آموزشي ، پرورشي و توانبخشي در جهت اثر بخش كردن فرآيند تعليم و تربيت

5- برقراری ارتباط مداوم با مؤسسات و سازمان های ارائه دهنده خدمات به دانش آموزان با نیازهای ویژه به منظور کسب تازه ترین اطلاعات مربوط به آموزش گروه های مختلف کودکان و دانش آموزان استثنایی و بهره برداری از پژوهش های علمی انجام شده در تهیه برنامه های آموزشی و پرورشی.

- برگزاري نشست هاي علمي و تخصصي و كارگاه هاي آموزشي براي دوره هاي تحصيلي و گروه هاي مختلف استثنايي

- طرح هاي اجرايي آزمايشي و پژوهشي آموزشي در حوزه آموزش و پرورش استثنایی

- هماهنگی، همکاری و ارتباط با دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی به منظور سوق دادن تحقیقات آنان به سمت آموزش و پرورش استثنایی با توجه به نیازهای موجود و استفاده هر چه بیشتر از توصیه های اساتید و دانشجویان رشته های مرتبط با کودکان استثنایی.

6- برنامه ریزی های لازم در جهت آموزش حرفه ای دانش آموزان استثنایی متناسب با توانایی های ذهنی و جسمی آنان و تأمین وسایل فنی حرفه ای و توانبخشی لازم برای مراکز آموزشی از طریق واحدهای ذیربط برای اشتغال.

- اجراي برنامه هاي افزايش مهارت هاي اجتماعي دانش آموزان

7- تأمین و تربیت نیروی انسانی موردنیاز، تنظیم و اجرای برنامه های لازم برای آموزش ضمن خدمت نیروی انسانی با همکاری و هماهنگی سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور و اداره کل آموزش و پرورش استان.

 

8-ارزشیابی کار معلمان و مربیان کودکان و دانش آموزان استثنایی و همچنین مسئولان مراکز و آموزشگاه‌ها ی تحت پوشش همچنین آموزش و راهنمایی ایشان در جهت حل مشکلات و مسائل مربوط به آموزش و پرورش و امور توانبخشی کودکان و دانش آموزان استثنایی تحت پوشش.

 

9- ایجاد امکانات لازم جهت طراحی، تولید، تهیه و توزیع وسایل کمک آموزشی:

- شناسایی مسائل

- حمایت فکری

-تأمین منابع مالی موردنیاز

- تقویت ارتباطات با سایر مراکز دست ‌اندرکار

10- جلب کمک های مادی و معنوی برای بهبود وضع آموزش و پرورش کودکان و دانش آموزان استثنایی.

11- تهیه طرح های تأمین، تکمیل، توسعه و تجهیز مراکز آموزش وپرورش استثنایی استان از طریق مطالعه، بررسی و استفاده از تجارب موجود.

12-  تدوين برنامه هاي جامع اطلاع رساني جهت آگاهسازي و آموزش والدين كودكان با نيازهاي ويژه

- اطلاع رساني الكترونيكي توان بخشي

- طرح اجرايي آموزش خانواده

- برگزاري همايش هاي علمي پيشگيري از معلوليت و ساير همايش هاي مرتبط

- چاپ و انتشار نشريه و بروشورهاي اطلاع رسان

- برگزاري جلسات سخنراني علمي- تخصصي با مشاركت والدين و انجمن هاي غير دولتي

- ارزيابي برنامه هاي انجمن اوليا و مربيان مراكز آموزش و پرورش استثنايي

تهیه و تالیف : پایدار- مهر 93

 

گروه های تحت پوشش آموزش و پرورش استثنایی:

خدمات آموزشی و توانبخشی به کودکان و دانش آموزان استثنایی برای هفت گروه که در دوره هاي تحصيلي پيش دبستان ابتدايي، راهنمايي و متوسطه تحت آموزش رسمي قرار مي گيرند به شرح ذیل ارائه می گردد:

1 ) كودكان و دانش‌آموزان نابينا و كم‌بينا.

2 ) كودكان و دانش‌آموزان ناشنوا و كم‌شنوا.

3 ) كودكان و دانش‌آموزان كم توان‌ذهني .

4 ) كودكان و دانش‌آموزان داراي اختلالات رفتاري.

5 ) كودكان و دانش‌آموزان داراي ناتواني‌هاي ويژه يادگيري.

6 ) كودكان و دانش‌آموزان داراي معلوليت جسمي و حركتي.

7 ) كودكان و دانش‌آموزان چندمعلوليتي.

 

تعاریف

تعریف دانش‌آموز استثنايي‌:

   از نظر آموزشي‌ به‌ فردي‌  " دانش‌آموز استثنايي‌ "  اطلاق‌ مي‌شود كه‌ از نظر شناختي‌، هوشي‌، جسمي‌ (حسي‌، حركتي‌)، عاطفي‌ و يا اجتماعي‌، تفاوت‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ با افراد همسن‌ خود داشته‌ و اين‌ تفاوت‌ به‌ حدي‌ باشد كه‌ برخورداري‌ آنان‌ از آموزش‌ و پرورش‌، مستلزم‌ تغييراتي‌ (متناسب‌ با ويژگيهاي‌ اين‌ دانش‌آموزان‌) در برنامه‌ها، محتوا، روشها، مواد و فضاي‌ آموزشي‌ عادي‌ و ارائه‌ خدمات‌ آموزشي‌ و توانبخشي‌ ويژه‌ به‌ آنان‌ باشد.

 

1ـ دانش‌آموزان‌ ناشنوا و کم شنوا:

الف‌) به‌ فردي‌  " دانش‌آموز ناشنوا "  اطلاق‌ مي‌شودكه‌با ميزان‌ باقيماندة‌ شنوايي‌ خود علي‌ رغم‌ استفاده‌ از وسايل‌ " كمك‌ شنوايي‌ " نتواند گفتار ديگران‌ را از طريق‌ حس‌ شنوايي‌ بشنود، به‌ عبارت‌ ديگر ميزان‌ ناتواني‌ حس‌ شنوايي‌ او 70 دسي‌ بل‌ يا بيشتر بوده‌ ولذا از فراگيري‌ پيرامون‌ خود از طريق‌ حس‌ شنوايي‌ محروم‌ است‌.

ب‌)به‌ فردي‌  " دانش‌ کم شنوا "  اطلاق‌ مي‌شود كه‌ ميزان‌ باقيماندة‌ شنوايي‌ وي‌ در حدي‌ است‌ كه‌  مي‌تواند با استفاده‌ از وسايل‌ كمك‌ شنوايي‌ و برنامه‌هاي‌ توانبخشي‌ زبان‌ و گفتار را از طريق‌ كانال‌ شنوايي‌ كسب‌ كند.

دانش‌آموزان‌ ناشنوا در مقايسه‌ با دانش‌آموزان‌ نيمه‌ شنوا داراي‌ مشكلات‌ كمتري‌ هستند و در صورت‌ تشخيص‌ و مداخله‌ به‌ موقع‌ در زمينة‌ دريافت‌ وسايل‌ كمك‌ شنيداري‌ و برنامه‌ توانبخشي‌ قادر به‌ تحصيل‌ در كنار دانش‌آموزان‌ عادي‌ هستند.

هر اندازه‌ درجه‌ نقص‌ شنوايي‌ دانش‌آموزي‌ كمتر باشد، به‌ آموزش‌ ويژه‌ كمتر نياز دارد.

 

بخش‌ آموزش‌ و توانبخشي‌ كودكان‌ و دانش‌آموزان‌ ناشنوا  و کم شنوا:

اين‌ بخش‌ مسؤوليت‌ آموزش‌ و توانبخشي‌ كليه‌ دانش‌آموزان‌ ناشنوا ونيمه‌ شنوا را در 4 مقطع‌ پيش‌ دبستاني‌، ابتدايي‌، راهنمايي‌ و هنرستان‌ حرفه‌اي‌ درسطح‌ كشور بعهده‌ دارد كه‌ از جمله‌ رئوس‌ برنامه‌هاي‌ آن‌:

هدايت‌ و راهنمائي‌ معلمان‌ و مربيان‌، تهيه‌ و كتب‌ درسي‌ و جزوات‌ كمك‌ آموزشي‌، به‌ فعاليت‌ رسانيدن‌ حداكثر توانائي‌هاي‌ شنيداري‌ دانش‌آموزان‌ ناشنوا، ايجاد كفايت‌هاي‌ شغلي‌ و حرفه‌اي‌ و مهارت‌هاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌، ارائه‌ خدمات‌ مشاوره‌اي‌ به‌ دانش‌آموزان‌ ناشنوا و خانواده‌هاي‌ آنهاست‌.

2ـ دانش‌آموزان‌ نابينا و نيمه‌ بينا:

الف‌)به‌ فردي‌  " دانش‌آموز نابينا " اطلاق‌ مي‌شود که‌فاقد بينايي‌ بوده‌ و يا ميزان‌ باقيماندة‌ بينايي‌ او علي‌ رغم‌ استفاده‌ از وسايل‌ " كمك‌ بينايي‌ " به‌ حدي‌ كم‌ و محدود باشد كه‌ آموزش‌ وي‌ از طريق‌ روشهاي‌ آموزشي‌  " خط‌ بريل‌ "  صورت‌ پذيرد حداكثر " حدت‌ بينايي‌ " اصلاح‌ شده‌ اين گروه‌  200  20  كمتر بوده‌ و يا زاوية‌ ديد آنها در بزرگترين‌ قطر از 20 درجه‌ بيشتر نيست‌.

اين‌ دانش‌آموزان‌ نياز به‌ آموزش‌ ويژه‌ دارند؛ چرا كه‌ آموزش‌ آنها بايد از طريق‌ ساير حواس‌ انجام‌ پذيرد.

ب‌) به‌ فردي‌  " دانش‌آموز نيمه‌ بينا   " اطلاق‌ مي‌شود كهميزان‌ باقيماندة‌ بينايي‌ او با استفاده‌ از وسايل‌ " كمك‌ بينايي‌ " به‌ حدي‌ كم‌ و محدود است‌ كه‌ قادر به‌ استفاده‌ از خطوط‌ كتابهاي‌ عادي‌ نبوده‌ و برخورداري‌ وي‌ از آموزش‌ و پرورش‌ مستلزم‌ استفاده‌ از وسايل‌ "كمك‌ بينايي‌ " مخصوص‌ و يا كتابهاي‌  "درشت‌ خط‌ "  باشد. حداكثر " حدت‌ بينايي‌ " اصلاح‌ شده‌ چنين‌ دانش‌آموزاني‌ از  200 / 20 بيشتر و از  70 /20 كمتر است‌.

به‌ طور كلي‌ دانش‌ آموزاني‌ كه‌ مشكلات‌ بينايي‌ دارند از نظر مقاصد آموزشي‌ به‌ سه‌ دسته‌ تقسيم‌ مي‌شوند:

كساني‌ كه‌ نقص‌ بينايي‌ آنان‌ را مي‌توان‌ با درمانهاي‌ پزشكي‌ يا عينك‌ برطرف‌ كرد، اينگونه‌ افراد را نمي‌توان‌ استثنايي‌ خواند: زيرا با رسيدگي‌ به‌ مشكل‌ آنها خواهند توانست‌ از آموزش‌ عادي‌ استفاده‌ نمايند.

گروه‌ دوم‌ آنهايي‌ هستند كه‌ با وجود برخوردار بودن‌ از بينايي‌ مختصر بعد از معالجه‌ يا استفاده‌ از عينك‌ بينايي‌ آنان‌ طبيعي‌ نيست‌ و نياز به‌ آموزش‌ ويژه‌ دارند. اينگونه‌ دانش‌آموزان‌ با وجود درگيري‌ از طريق‌ بينايي‌، درجه‌ استفادة‌ آنان‌ از بينايي‌، كمتر از شاگردان‌ معمولي‌ است‌.

دانش‌ آموزاني‌ كه‌ با توجه‌ به‌ روشهاي‌ درماني‌ و جبراني‌ موجود نمي‌توانند از بينايي‌ خود استفاده كنند و در حال‌ حاضر نابينا هستند، ونياز به‌ آموزش‌ ويژه‌ با بهره‌گيري‌ از حواس‌ ديگر را دارند.

آموزش‌ و توانبخشي‌ كودكان‌ و دانش‌آموزان‌ نابينا و نيمه‌ بينا:

اين‌ بخش‌ مسئوليت‌ آموزش‌ و برنامه‌ ريزي‌ كليه‌ دانش‌آموزان‌ نابينا و نيمه‌ بينا را در 4 مقطع‌ (پيش‌ دبستاني‌، دبستاني‌، راهنمايي‌ و متوسطه‌) در سطح‌ كشور بعهده‌ دارد.

هدايت‌ و راهنمايي‌ معلمان‌ و مربيان‌، مناسب‌ سازي‌ كتب‌ درسي‌ و جزوات‌ كمك‌ آموزشي‌ و ارائه‌ خدمات‌ مشاوره‌اي‌ و توانبخشي‌ از اهم‌ برنامه‌هاي‌ اين‌ بخش‌ مي‌باشد.

3ـ كودكان‌ و دانش‌آموزان‌ كم‌ توان‌ ذهني‌:

به‌فردي‌  " دانش‌آموز كم‌ توان‌ ذهني‌ " اطلاق‌ مي‌شودكه‌: عملكرد عمومي‌ هوشي‌ اوبطور" معني‌دار " يا قابل‌ ملاحظه‌اي‌ پايين‌تر از ميانگين‌ باشد، و با مشكلاتي‌ در رفتار سازشي‌ توأم‌ بوده‌ و در دوران‌ رشد پديدار شده‌ باشد. (بهره‌ هوشي‌ پايين‌تر از 70)

كودكان‌ كم‌ توان‌ ذهني‌ از نظرآموزشي‌ به‌ سه‌ گروه‌ تقسيم‌ مي‌شوند :

"آموزش‌پذير "، " تربيت‌پذير " و "حمايت‌پذير" كه‌ سازمان‌ آموزش‌ و پرورش‌ استثنايي ‌مسؤوليت‌ تعليم ‌و تربيت ‌دانش‌آموزان‌ كم‌توان‌ذهني‌ «آموزش‌پذير» را بر عهده‌ دارد.

يك‌ معلم‌ توانا و آگاه‌ بايد در برخورد با چنين‌ دانش‌ آموزاني‌ محدوديتهاي‌ ذهني‌ آنان‌ را در نظر بگيرد.

آموزش‌ و توانبخشي‌ كودكان‌ و دانش‌آموزان‌ كم‌ توان‌ ذهني‌:

اين‌ بخش‌ مسئوليت‌ آموزش‌ و برنامه‌ ريزي‌ كلية‌ دانش‌آموزان‌ كم‌ توان‌ ذهني‌ از دبستان‌، ابتدائي‌ و راهنمايي‌ شغلي‌ و حرفه‌اي‌ را در سطح‌ كشور بعهده‌ دارد، كه‌ از جمله‌ رئوس‌ برنامه‌هاي‌ آن‌:

هدايت‌ و راهنمايي‌ معلمان‌ و مربيان‌، تهيه‌ كتب‌ درسي‌ و جزوات‌ كمك‌ آموزشي‌ و نيز تهيه‌ طرحهاي‌ مربوط‌ به‌ توسعه‌ و گسترش‌ آموزش‌ و توانبخشي‌ دانش‌آموزان‌ كم‌ توان‌ ذهني‌ مي‌باشد. هدف‌ از توانبخشي‌ اين‌ گروه‌ از دانش‌آموزان‌ به‌ فعاليت‌ رساندن‌ حداكثر توانائي‌هاي‌ بالقوه‌ آنان‌، ايجاد كفايت‌هاي‌ شغلي‌ و حرفه‌اي‌ و مهارتهاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ مي‌باشد. ايجاد كارگاههاي‌ آموزشي‌ و حرفه‌اي‌ در رأس‌ برنامه‌ها قرار دارد.

4ـ دانش‌آموزان‌ با اختلالات‌ رفتاري‌:

به‌ فردي‌  " دانش‌آموز با اختلالات‌ رفتاري‌ "  اطلاق‌ مي‌شود كه‌ علي‌ رغم‌ دارا بودن‌ هوش‌ مرزي‌ و يا بالاتر، رفتار اجتماعي‌ ـ عاطفي‌ وي‌ از حيث‌ فراواني‌، شدت‌، مداومت‌ و شرايط‌ ظهور، تفاوت‌ معني‌ داري‌ با رفتار افراد همسن‌ خود داشته‌ و اين‌ امر مانع‌ استفاده‌ از آموزش‌ و پرورش‌ عادي‌ گردد.

آموزش‌ و توانبخشي‌ كودكان‌ و دانش‌آموزان‌ با اختلالات‌ رفتاري‌:

اين‌ بخش‌ مسؤوليت‌ آموزش‌ و توانبخشي‌ (اصلاح‌ رفتار) كليه‌ دانش‌ آموزاني‌ را كه‌ بر اثر اختلالات‌ رفتاري‌ نمي‌توانند به‌ گونه‌اي‌ شايسته‌ از آموزش‌ عادي‌ بهره‌ ببرند، را بعهده‌ دارد.

هدف‌ كلي‌ از آموزش‌ و توانبخشي‌ اين‌ گروه‌ از دانش‌آموزان‌ پيشگيري‌، شناسايي‌، ارزيابي‌، اصلاح‌ و كاهش‌ مشكلات‌ رفتاري‌ و ارائه‌ خدمات‌ متناسب‌ به‌ منظور ايجاد سازگاري‌ مطلوب‌ در زمينه‌هاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ و بازگشت‌ حتي‌ الامكان‌ آنان‌ به‌ جريان‌ آموزش‌ و پرورش‌ عادي‌ مي‌باشد.

5ـ دانش‌آموزان‌ چند معلوليتي‌

به‌ فردي‌  " دانش‌آموز چند معلوليتي‌ "  اطلاق‌ مي‌شود كه‌ داراي‌ دو يا چند مورد از انواع‌ معلوليتهاي‌ ذهني‌، شنوايي‌، بينايي‌ و جسمي‌ است‌، بطوريكه‌ بدون‌ استفاده‌ از خدمات‌ و آموزش‌ ويژه‌ قادر به‌ استفاده‌ از آموزش‌ و پرورش‌ متداول‌ نباشد در اين‌ صورت‌ به‌ نسبت‌ شدت‌ مشكلات‌ دانش‌آموزي‌، ممكن‌ است‌ وي‌ به‌ آموزش‌ در خانه‌ يا بيمارستان‌ احتياج‌ داشته‌ باشد. در موارد خفيف‌، دانش‌آموز كه‌ بيش‌ از يك‌ نقص‌ دارد مي‌تواند در كلاس‌ ويژه‌اي‌ كه‌ بر مبناي‌ ناتواني‌ اصلي‌ او درنظرگرفته‌مي‌شود،شركت‌كند.

آموزش‌ و توانبخشي‌ كودكان‌ و دانش‌آموزان‌ چند معلوليتي‌:

اين‌ بخش‌ مسؤوليت‌ آموزش‌ و توانبخشي‌ كليه‌ دانش‌آموزان‌ چند معلوليتي‌ را كه‌ در واقع‌ قادر نيستند طبق‌ شرايط‌ و ضوابط‌ مدارس‌ تك‌ معلوليتي‌ تحصيل‌ نمايند، بعهده‌ دارد، كه‌ از جمله‌ رئوس‌ برنامه‌هاي‌ اين‌ بخش‌: تحقيق‌ در چگونگي‌ ساختار آموزش‌ و پرورش‌ چند معلوليتي‌، تهيه‌ كتب‌ درسي‌ خاص‌ و تهيه‌ طرح‌هاي‌ مربوط‌ به‌ توسعه‌ و گسترش‌ و توانبخشي‌ دانش‌آموزان‌ چند معلوليتي‌ براي‌ به‌ فعليت‌ رسانيدن‌ حداكثر تواناييهاي‌ بالقوة‌ آنها مي‌باشد.

6ـ دانش‌آموزان‌ معلول‌ جسمي‌ و حركتي‌:

به‌ فردي‌  " دانش‌آموز معلول‌ جسمي‌ ـ حركتي‌ "  اطلاق‌ مي‌شود كه‌ علي‌ رغم‌ برخورداري‌ بهره‌ هوشي‌ فردي‌ و يا بالاتر به‌ علت‌ مشكلات‌ جسمي‌ ـ حركتي‌ شديد، قادر به‌ استفاده‌ مؤثر از امكانات‌ آموزشي‌ مدارس‌ عادي‌ نباشد. اينگونه‌ دانش‌آموزان‌، اگر ترك‌ تحصيل‌ نكنند ممكن‌ است‌ از نظر پيشرفت‌ تحصيلي‌ دچار عقب‌ ماندگي‌ نشوند، اما ناتواني‌ حركتي‌ گاهي‌ در آنها مشكلات‌ هيجاني‌ مانند حساسيت‌ بيش‌ از حد و تحريك‌ پذيري‌ زياد بوجود مي‌آورد. روش‌ آموزشي‌ اين‌ دانش‌آموزان‌ تفاوت‌ چنداني‌ با ديگر دانش‌آموزان‌ ندارد اما تطبيق‌ وضع‌ فيزيكي‌ مدرسه‌ با موقعيت‌ آنان‌ را بايد مد نظر داشت‌. فقدان‌ نيروي‌ حركتي‌ احتمالاً در رشد اجتماعي‌ و نيز برقراري‌ ارتباط‌ با ديگران‌ تأثير منفي‌ مي‌گذارد. لذا پذيرش‌ و قبول‌ اين‌ دانش‌آموزان‌ از طرف‌ اطرافيان‌، همسالان‌ و معلمها بسيار اهميت‌ دارد.

آموزش‌ و توانبخشي‌ كودكان‌ و دانش‌آموزان‌ معلول‌ جسمي‌ ـ حركتي‌:

اين‌ بخش‌ مسؤوليت‌هاي‌ آموزش‌ و توانبخشي‌ كليه‌ دانش‌ آموزاني‌ كه‌ قادر نيستند به‌ علت‌ معلوليت‌ جسمي‌ ـ حركتي‌ همپاي‌ دانش‌آموزان‌ عادي‌ در مدارس‌ معمولي‌ تحصيل‌ نمايند در كلية‌ مقاطع‌ تحصيلي‌ بعهده‌ دارد. از جمله‌ رئوس‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ اين‌ بخش‌، تحقيق‌ در ساختار آموزش‌ و پرورش‌ معلولين‌ جسمي‌ ـ حركتي‌ و تهيه‌ جزوات‌ كمك‌ آموزشي‌ ـ مناسب‌سازي‌ كتب‌ درسي‌ با محدوديت‌هاي‌ جسمي‌ ـ حركتي‌ اين‌ گروه‌ از دانش‌آموزان‌ و تهيه‌ طرحهاي‌ مربوط‌ به‌ توسعه‌ و گسترش‌ آموزش‌ و توانبخشي‌ دانش‌آموزان‌ معلول‌ جسمي‌ ـ حركتي‌ مي‌باشد. كه‌ در همين‌ راستا اين‌ بخش‌ اقدام‌ به‌ تأسيس‌ " كلينيك‌ ويژة‌ معلولين‌ جسمي‌ ـ حركتي‌ "  نموده‌ است‌ و در زمينه‌هاي‌ توانبخشي‌ فيزيوتراپي‌، كاردرماني‌، گفتار درماني‌، ارتوپدي‌ و مشاوره‌ توانبخشي‌ و راهنمايي‌ مشغول‌ سرويس‌ دهي‌ به‌ معلولين‌ است‌.

7ـ مبتلايان‌ به‌ ناتوانيهاي‌ يادگيري‌:

به‌ فردي‌ " دانش‌آموز با ناتوانيهاي‌ يادگيري‌ خاص‌ " اطلاق‌ مي‌شود كه‌ با وجود برخورداري‌ از هوش‌ طبيعي‌ و نداشتن‌ نقايص‌ حسي‌، آسيب‌هاي‌ شديد مغزي‌ و مشكلات‌ شديد عاطفي‌ ـ اجتماعي‌، قادر به‌ بهره‌گيري‌ كامل‌ از امكانات‌ آموزش‌ و پرورش‌ عادي‌ نبوده‌ و در يك‌ يا چند ماده‌ درسي‌ ضعف‌ محسوس‌ و مشهود داشته‌ باشد. چهار بعد اساسي‌ را در مورد اين‌ دانش‌آموزان‌ بايد در نظر گرفت‌ كه‌ عبارتند از:

1ـ تفاوت‌ ميان‌ عملكرد مورد انتظار و عملكرد واقعي‌ يك‌ كودك‌ ؛

2ـ نشانه‌هاي‌ رفتاري‌ مربوط‌ به‌ ضعف‌ و قوت‌ موضوعهاي‌ تحصيلي‌ و زبان‌ در يادگيري‌ ؛

3ـ وجود يا عدم‌ وجود ساير مشكلات‌، چون‌ ناشنوايي‌ ؛

4ـ تمركز يا نگرش‌ پايه‌ آنها دربارة‌ مشكل‌ يادگيري‌ ؛

طي‌ سالهاي‌ متمادي‌ روشهاي‌ آموزشي‌ گوناگون‌ براي‌ كودكاني‌ كه‌ دچار ناتوانيهاي‌ يادگيري‌ هستند پديد آمده‌ است‌ كه‌ عبارتند از:

1ـ روش‌ ادراكي‌ ـ حركتي‌ كپارت‌:  كپارت‌ معتقد است‌ كه‌ پيوند ادراكي‌ ـ حركتي‌ در رشد فرايند كلي‌ يادگيري‌ اهميت‌ بسزايي‌ دارد.

2ـ روش‌ چند حسي‌ فرنالد:  در اين‌ روش‌ از حواس‌ مختلف‌ براي‌ كودكان‌ مبتلا به‌ اختلال‌ يادگيري‌استفاده‌ مي‌شود.

3ـ وسيله‌ آموزشي‌ سينا:  اين‌ روش‌ در زمينه‌ آموزش‌ خواندن‌، هجي‌ كردن‌ و در نهايت‌ نوشتن‌ زبان فارسي‌ به‌ كودكان‌ استثنايي‌ و عادي‌  كمك‌ مي‌كند.

4ـ روش‌ سازماندهي‌ مجدد اعصاب‌ مركزي‌:  كارل‌ دلاكاتو اين‌ روش‌ را پيشنهاد كرد او معتقد است‌، مشكل‌ اين‌ كودكان‌ از نامنظمي‌    سيستم‌ اعصاب‌ مركزي‌ ناشي‌ مي‌شود بنابراين‌ با شناخت‌ و سپس‌ اصلاح‌ فعاليتهاي‌ حاصل‌ از مغز و اعصاب‌ مي‌توان‌ مشكل‌ آنها را مرتفع‌ ساخت‌.

5ـ روش‌ استفاده‌ از آزمونها:  از اين‌ روش‌ در تشخيص‌ و ترميم‌ نارسائيهاي‌ يادگيري ‌استفاده ‌مي‌شود.

6ـ روش‌ رشد زبان‌:  تأكيد بيشتر اين‌ روش‌ بر كسب‌ توانايي‌ در زبان‌ رشد آن‌ است‌.

7ـ روش‌ تغيير رفتار:  اين‌ روش‌ مي‌تواند در پيوند، يا همراه‌ روشهاي‌ ويژه‌ آموزشي‌ و تربيتي‌ مفيد واقع‌ شود.

آموزشي‌ و توانبخشي‌ كودكان‌ و دانش‌آموزان‌ مبتلا به‌ ناتوانائيهاي‌ يادگيري‌:

طبق‌ آخرين‌ آمارهاي‌ رسمي‌ بين‌ 10 تا 15 درصد كودكان‌ و دانش‌آموزان‌ مدارس‌ عادي‌ مبتلا به‌ ناتواناييهاي‌ يادگيري‌ مي‌باشند. براين‌ اساس‌، با تأسيس‌ سازمان‌ آموزش‌ و پرورش‌ استثنايي‌ اين‌ بخش‌ فعاليتهاي‌ خود را در قالب‌ آموزش‌ و برنامه‌ ريزي‌ ـ ارزيابي‌ و تشخيص‌ و نيز توانبخشي‌ اين‌ گروه‌ از كودكان‌ آغاز نمود. ناتواناييهاي‌ يادگيري‌، مجموعه‌ اختلالات‌ خاص‌ در زمينه‌ خواندن‌ و هجي‌ كردن‌، نوشتن‌، حساب‌ كردن‌، املاء و غيره‌ مي‌باشد. هدف‌ از آموزش‌ و توانبخشي‌ اين‌ دسته‌ از كودكان‌، شناسايي‌، تشخيص‌ به‌ موقع‌، پيشگيري‌ از ورود به‌ آنها به‌ مدارس‌ استثنايي‌ و جلوگيري‌ از تثبيت‌ اختلال‌ در آنها است‌، كه‌ ايجاد كلينيك‌هاي‌ توانبخشي‌ و بازپروري‌ از جمله‌ برنامه‌هاي‌ مهم‌ اين‌ بخش‌ مي‌باشد. در اين‌ راستا، كميته‌ برنامه‌ ريزي‌ مركب‌ از اساتيد دانشگاه‌، كارشناسان‌ سازمان‌، معلمان‌ و مربيان‌ مجرب‌ با هدف‌ ايجاد تغييرات‌ كاربردي‌ و بنيادي‌ در نظام‌ آموزش‌ و توانبخشي‌ اين‌ دانش‌آموزان‌ از اهداف‌ مهم‌ اين‌ مجموعه‌ مي‌باشد.

آموزش‌ تلفيقي‌ :

براساس‌ آمار يونسكو تعداد افرادي‌ كه‌ به‌ علت‌ تفاوتهاي‌ فردي‌ و محدوديتهاي‌ چشمگير نياز به‌ آموزش‌ ويژه‌ دارند بين‌ 10 تا 15 درصد مي‌باشد.

آمار دانش‌آموزان‌ كشور در سال‌ 73-1372 ، هفده‌ ميليون‌ بوده‌ در حالي‌ كه‌ متوسط‌ دانش‌ آموزاني‌ كه‌ نياز به‌ برنامه‌هاي‌ ويژه‌ دارند (دانش‌آموزان‌ استثنايي‌) بيش‌ از 2 ميليون‌ برآورد شده‌ است‌ كه‌ تعدادي‌ تحت‌ پوشش‌ سازمان‌ آموزش‌ و پرورش‌ استثنايي‌ مي‌باشند و تعداد زيادي‌ نيز به‌ طور عادي‌ آموزش‌ مي‌بينند.

با در نظر گرفتن‌ مشكلات‌ و تنگناها، همة‌ دانش‌آموزان‌ استثنايي‌ تحت‌ پوشش‌ مراكز خاص‌ آموزش‌ استثنايي‌ قرار نمي‌گيرند بنابراين‌ ضروت‌ آموزش‌ تلفيقي‌ بيش‌ از پيش‌ احساس‌ مي‌گردد.

ضرورت‌ آموزش‌ تلفيقي‌:

1ـ توجه‌ به‌ روند روشهاي‌ علمي‌ پيشرفته‌ آموزش‌ استثنايي‌ در كشورهاي‌ جهان‌ براساس‌ آموزش‌ تلفيقي‌ و آگاهي‌ از اثرات‌ مثبت‌ آن‌.

2ـ توجه‌ به‌ ميزان‌ موفقيت‌ فارغ‌ التحصيلان‌ آموزش‌ تلفيقي‌ در جامعه‌ عادي‌ (يكي‌ از اهداف‌ عمده آموزش‌ استثنايي‌ نزديك‌ كردن‌ اين‌گروه‌ به‌ جامعه‌ عادي‌ است‌) .

3ـ توجه‌ به‌ پراكندگي‌ دانش‌آموزان‌ استثنايي‌ در سطح‌ كشور بالاخص‌ در شهرهاي‌ كوچك‌ و مناطق‌  روستايي‌.

4ـ گستردگي‌ رشته‌هاي‌ تحصيلي‌ بخصوص‌ در زمينه‌ نظام‌ جديد متوسطه‌ كه‌ نياز به‌ تجهيزات‌ و امكانات‌ خاص‌ دارد.

5ـ عدم‌ امكان‌ گسترش‌ و تأسيس‌ مراكز استثنايي‌ در شهرهاي‌ مختلف‌ با توجه‌ به‌ آمار دانش‌آموزان‌.

6ـ كمبود نيروي‌ انساني‌ متخصص‌ بخصوص‌ در رشته‌هاي‌ علوم‌ با توجه‌ به‌ گستردگي‌ مناطق‌ در سطح‌ كشور.

تعريف‌ آموزش‌ تلفيقي‌ و دانش‌آموزان‌ روش‌ تلفيقي‌

در اين‌ شيوه‌ دانش‌آموزان‌ استثنايي‌ در مدارس‌ عادي‌ (همراه‌ با دانش‌آموزان‌ عادي‌) و با همكاري‌ معلمان‌ رابط‌ كه‌ از سوي‌ اداره‌ آموزش‌ و پرورش‌ استثنايي‌ تعيين‌ مي‌گردند، به‌ تحصيل‌ مي‌پردازند.

دانش‌آموز «روش‌ تلفيقي‌ به‌ فردي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ به‌ رغم‌ محدوديتهاي‌ جسمي‌ و حسي‌ از هوشبهر عادي‌ يا بالاتر برخوردار بوده‌ و با استفاده‌ از وسايل‌ كمكي‌ توانبخشي‌ و  معلم‌ رابط‌ قادر است‌ در مدارس‌ عادي‌ به‌ تحصيل‌ بپردازد تشخيص‌ ميزان‌ مساعدت‌ لازم‌ براي‌ هر دانش‌آموز با توجه‌ به‌ نياز او به‌ عهده‌ كارشناس‌ اداره‌ و نظر معلم‌ رابط‌ است‌.

معلم‌ رابط‌:

معلم‌ رابط‌ به‌ فردي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ در جهت‌ رفع‌ مشكلات‌ آموزشي‌ و توانبخشي‌ دانش‌آموزان‌ روش‌ تلفيقي‌، تمام‌ يا قسمتي‌ از ساعات‌ كار خود را در مدارس‌ عادي‌ انجام‌ وظيفه‌ مي‌نمايد.

اين‌ معلمان‌ علاوه‌ بر حل‌ مشكلات‌ آموزشي‌ دانش‌آموزان‌ روش‌ تلفيقي‌ در جهت‌ اعتلاي‌ فرهنگ‌ پذيرش‌ معلول‌ و معلوليت‌ در جامعه‌ نيز تلاش‌ مي‌نمايند. آنها به‌ دانش‌آموزان‌ استثنايي‌ كمك‌ مي‌نمايند تا تواناييهاي‌ خود را بشناسند و بطور صحيح‌ نيز آن‌ را بكار بگيرند.

 

تهیه و تالیف : پایدار- مهر 93

رای شما
میانگین (7 آرا)
The average rating is 3.4285714285714284 stars out of 5.